no-img
تمدن پویا

ما هم رویایی داریم


تمدن پویا
پکیج های آموزشی سایت
اطلاعیه های سایت

adsadsadsads

ادامه مطلب

ZIP
ما هم رویایی داریم
zip
مرداد ۱۷, ۱۳۹۵

ما هم رویایی داریم


تمدن پویا؛ دیروز در کارگاه فوق العاده”طرحی برای زندگی” صحبت از رویا و نقش آن در زندگی شد. شرکت کنندگان در ابتدا متوجه شدند که اصلا در زندگی، رویایی ندارند و دقیقا به گونه ای عمل می کنند که” هرچه پیش آید خوش آید” . اما در ادامه و همراه شدن با کارگاه …  

شرکت کنندگان در ابتدا متوجه شدند که اصلا در زندگی، رویایی ندارند و دقیقا به گونه ای عمل می کنند که” هرچه پیش آید خوش آید”. اما در ادامه و همراه شدن با کارگاه متوجه شدند که به قول “برایان تریسی”برای اینکه رویایشان محقق شود ابتدا باید رویایی داشته باشند.

در ادامه کارگاه و صحبت های آقای “حسین فلاح” افراد تصمیم گرفتند برای خودشان رویایی تصور کنند. با استفاده از مهارتهای آموزش داده شده، برای ۷ بعد زندگیشان و شناخت ۷ ترس همراهی کننده در این ابعاد زندگی،رویاهای خود را با شور و شوق نوشتند و تصور کردند و به تصویر کشیدند. 

و اما این مقدمه ای بود برای اینکه بگوییم هیچ تغییر بزرگی در تاریخ زندگی بشریت اتفاق نیافتاده است مگر اینکه در ابتدا رویای یک نفر بوده است.

به طور مثال:

رؤیایی دارم”به انگلیسی:”I Have a Dream‏  نام یک سخنرانی ۱۷ دقیقه‌ای از مارتین لوتر کینگ است که در ۲۸ اوت ۱۹۶۳ در گردهمایی بزرگ طرفداران تساوی حقوق سیاه‌پوستان و سفیدپوستان در برابر بنای یادبود لینکلن در واشنگتن دی سی ایراد شد. رؤیایی دارم از مهم‌ترین و مشهورترین سخنرانی‌ها در تاریخ آمریکا به شمار می‌آید.

مارتین لوتر کینگ در این سخنرانی که در آن عبارت «رؤیایی دارم» تکرار می‌شد، درباره آرزوی خود سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که زمانی در آمریکا طبق مرام و آرمان خویش زندگی کند و تحقق مساوات و برابری ذاتی انسان‌ها را به چشم ببیند.

وی ۵ سال پس‌ازاین سخنرانی در ۴ آوریل ۱۹۶۸ در شهر ممفیس ایالت تنسی ترور شد. بااینکه نتایج عملی جنبش ضد نژادپرستی را به چشم خود ندید، اما تأثیر عمیقی در تغییر قوانین تبعیض‌آمیز نژادی برجای گذاشت.

این سخنرانی در سال ۲۰۰۴ توسط کتاب‌خانهٔ کنگرهٔ آمریکا تحت عنوان «اثر برجستهٔ فرهنگی و تاریخی ماندگار» به فهرست گنجینه ملی ضبط آمریکا اضافه شد.
متن سخنرانی انجام‌شده در پارک ملی واشنگتن دی سی در ۲۸ اوت ۱۹۶۳

از این‌که امروز در تظاهراتی کنار شما هستم که روزی در تاریخ ملت ما به‌عنوان بزرگ‌ترین رخداد در راستای آزادی به ثبت خواهد رسید، خوشحالم.

یک‌صد سال پیش، یک شهروند بزرگ آمریکایی که ما امروز زیر سایه‌ی نمادین او ایستاده‌ایم، اعلامیه‌ی آزادی بردگان را امضا کرد. این فرمان پربار، همچون فانوس دریایی، امیدی در دل میلیون‌ها برده‌ی سیاه‌پوست افکند که در آتش بی‌امان بیداد می‌سوختند. سپیده‌ی مسرت‌بخشی بود که پایان شب بلند بردگی‌شان را نوید می‌داد.

امروز، یک‌صد سال از آن روز می‌گذرد، اما هنوز سیاه‌پوستان آزاد نیستند. پس از یک‌صد سال، با تأسف باید اذعان کنیم که زندگی سیاه‌پوستان هنوز هم اسیر بند و زنجیرهای تبعیض و جدایی نژادی است. پس از یک‌صد سال، در پهنه‌ی بیکران دریای رفاه مادی آمریکا، هنوز سیاه‌پوستان در جزیره‌ی دورافتاده‌ی فقر به سر می‌برند. پس از یک‌صد سال، سیاه‌پوستان در گوشه و کنار جامعه‌ی آمریکا، زار و نزار، خود را تبعیدیانی در کشورشان می‌یابند.

ما امروز در اینجا گردآمده‌ایم تا این اوضاع شرم‌آور را برملا کنیم. به یک معنا، ما در پایتخت کشور گردآمده‌ایم تا «چک» مواعید خود را وصول کنیم (۱). با نگارش متن مهم قانون اساسی و اعلامیه‌ی استقلال، سازندگان جمهوری ما تعهدنامه‌ای را امضا کردند که هر آمریکایی وارث آن است. این سند تعهد کرده است که حق جدایی‌ناپذیر همه‌ی انسان‌ها- آری، سیاه‌پوستان و سفیدپوستان هردو- برای زندگی، آزادی و شادمانی تضمین شود.

امروز این دیگر عیان است که آمریکا در پیوند با شهروندان رنگین‌پوستش در انجام این تعهدنامه کوتاهی کرده است و به‌جای احترام به این پیمان مقدس، به سیاه‌پوستان «چک» بی‌پشتوانه‌ای داده؛ چکی که با عبارت «موجودی کافی نیست» برگشت‌خورده است.

ما نمی‌توانیم بپذیریم که «بانک عدالت» ورشکسته شده باشد. ما نمی‌توانیم بپذیریم که موجودی خزاین بزرگ «فرصت» در این کشور ناکافی باشد. ازاین‌رو ما آمده‌ایم تا این چک را نقد کنیم، چکی که با ارائه‌ی آن می‌توانیم صاحب آزادی و امنیت عدالت شویم. ما همچنین به این مکان تقدیس شده آمده‌ایم تا شدت اضطرار موقعیت کنونی را به آمریکا خاطرنشان سازیم. امروز زمان آن نیست که وقت خود را صرف اقدامات تجملی مانند خونسردی یا تزریق داروی مسکن پیشرفت تدریجی کنیم. وقت آن رسیده است که وعده‌های واقعی دموکراسی بدهیم. وقت برخاستن از تاریکی و گودال مهلک جدایی نژادی و گذار به جاده‌ی روشن عدالت نژادی فرارسیده است. امروز روز رهایی کشور از ریگ‌های روان بی‌عدالتی نژادی و کشاندن آن به زمین استوار برادری است. امروز وقت تحقق بخشیدن به عدالت برای همه‌ی فرزندان خداست.

بی‌اعتنایی به موقعیت مظطر کنونی برای کشور مصیبت به همراه خواهد آورد. تابستان سوزان ناخشنودی مشروع سیاه‌پوستان به پایان نخواهد آمد، مگر اینکه پاییز روح‌بخش آزادی و برابری جای آن را بگیرد. هزار و نه‌صد و شصت‌وسه، پایان نه بل آغازی است. اگر کشور به روال معمول خود بازگردد، آن‌هایی که می‌پنداشتند «سیاه‌پوستان لازم بود عقده‌های خود را خالی کنند و حالا دیگر خرسند شده‌اند»، با ضربت خشنی بیدار خواهند شد. مادامی‌که حقوق شهروندی سیاه‌پوستان به آن‌ها داده نشود، آمریکا به آسایش و آرامش دست نخواهد یافت. تا زمانی که آفتاب عدالت برندمد، گردبادهای خیزش همچنان پایه‌های کشورمان را خواهند لرزاند؛ اما سخنی هست که باید به مردم خودم که در آستانه‌ی گرم ورود به کاخ عدالت ایستاده‌اند، بگویم. درروند به دست آوردن جایگاه مشروع خود نباید مرتکب کارهای نادرست شویم. بیایید تشنگی‌مان را برای آزادی، با نوشیدن جام تلخی و دشمنی رفع نکنیم. ما باید همواره مبارزات خود را در کمال عزت و انضباط به‌پیش بریم.

نگذاریم اعتراض خلاق ما به مرتبه‌ی نازل خشونت‌های جسمانی سقوط کند. همواره تلاش کنیم در بلندی‌های باشکوه، زور بدنی را با توان روحانی پاسخ‌گوییم. منازعه جویی شگفت‌انگیز تازه‌ای که جوامع سیاه‌پوست را فراگرفته نباید ما را به بی‌اعتمادی نسبت به تمام مردم سفیدپوست رهنمون شود، زیرا بسیاری از برادران سفیدپوست ما، همان‌گونه که حضورشان امروز در اینجا شاهد این مدعاست، دریافته‌اند که سرنوشتشان با سرنوشت ما گره‌خورده است. آن‌ها دریافته‌اند که آزادی‌شان به گونه پیچیده‌ای با آزادی ما بستگی دارد. ما نمی‌توانیم این راه را به‌تنهایی بپیماییم.

و همچنان که در این راه گام برمی‌داریم، باید عهد کنیم که همواره پیش خواهیم رفت. ما نمی‌توانیم به عقب بازگردیم. برخی‌ها، از هواخواهان حقوق مدنی می‌پرسند، «کی راضی خواهید شد؟» ما تا روزی که سیاه‌پوستان قربانی وحشت غیرقابل بیان بی‌رحمی پلیس‌اند نمی‌توانیم راضی شویم. تا روزی که تن‌های خسته از سفر ما نتوانند بستری در مسافرخانه‌های شاهراه‌ها و هتل‌های شهرها پیدا کنند، نمی‌توانیم راضی باشیم. تا روزی که تحرک اصلی ما فقط از محله‌های اقلیت نشین کوچک‌تر به محله‌های اقلیت نشین بزرگ‌تر است نمی‌توانیم راضی باشیم. تا روزی که شخصیت و احترام فرزندان ما به‌سادگی با تابلوهای «ویژه‌ی سفیدپوستان» زایل می‌شود، نمی‌توانیم راضی باشیم. تا روزی که سیاه‌پوستان می‌سی سی پی حق رأی ندارند و سیاه‌پوستان نیویورک برآیند که چیزی ندارند که به آن رأی دهند، نمی‌توانیم راضی باشیم. نه! نه ما راضی نیستیم و راضی نخواهیم شد مگر آن‌که عدالت مانند آبشار و راست‌کاری چون رودی پرخروش جاری شوند. می‌دانم که برخی از شما به دلیل مصیبت‌ها و رنج‌های سختی که تحمل کرده‌اید به اینجا آمده‌اید. برخی از شما از سلول‌های تنگ زندان به اینجا آمده‌اید. برخی از شما از جاهایی آمده‌اید که درراه آزادی‌طلبی خود، ناگزیر با توفان‌های آزار و خشونت پلیس روبرو شده‌اید. شما کهنه سربازان رنج‌ها و محنت‌های خلاقانه هستید.

باایمان به کار خود ادامه دهید که رنج و عذاب ناخواسته موجب رستگاری است.

به می‌سی سی پی برگردید، به آلاباما برگردید، به کارولینای جنوبی برگردید، به جورجیا برگردید، به لوئیزیانا برگردید، به محله‌های خود در شهرهای شمالی کشور برگردید و مطمئن باشید که این وضعیت می‌تواند دگرگون شود و دگرگون هم خواهد شد.

نگذاریم در دره‌ی ناامیدی غوطه‌ور شویم. خطاب من امروز با شماست، دوستان من، اگرچه با دشواری‌های امروز و فردا رودررو هستیم، اما من هنوز هم رؤیایی دارم. این رؤیا، رؤیایی است که ریشه‌های ژرفی در «رویای آمریکا» دارد.

رویای من این است که روزی این کشور بپا می‌خیزد و به معنای واقعی اعتقادات خود جان می‌بخشد: «ما این حقیقت را که همه انسان‌ها برابر خلق‌شده‌اند آشکار و بدیهی می‌دانیم

رویای من این است که روزی فرزندان برده‌های پیشین و فرزندان برده‌داران پیشین بر فراز تپه‌های سرخ جورجیا کنار هم سر میز برادری خواهند نشست.

رویای من این است که سرانجام روزی ایالتی مانند می‌سی سی پی، ایالتی که در آتش بیدادگری می‌سوزد، در آتش تعدی می‌سوزد، به واحه‌ی آزادی و عدالت بدل خواهد شد.

رویای من این است که چهار فرزند کوچکم روزی در کشوری زندگی خواهند کرد که آن‌ها را نه به سبب رنگ پوست که با درون‌مایه‌ی شخصیتشان داوری خواهند کرد.

من امروز رؤیایی دارم!

رویای من این است که روزی در آلاباما، با آن نژادپرستان وحشی‌اش، با فرماندارش که از گاله‌ی دهانش، عدم پذیرش مداخله در قوانین فرومی‌چکد، آری روزی در همین آلاباما، پسرها و دخترهای کوچک سیاه‌پوست خواهند توانست چون خواهران و برادرانی دست در دست پسرها و دخترهای کوچک سفیدپوست بگذارند.

من امروز رؤیایی دارم!

رویای من این است که سرانجام روزی دره‌ها بالا خواهند آمد و تپه‌ها و کوه‌ها پایین خواهند رفت، ناهمواری‌ها هموار خواهند شد و ناراستی‌ها راست؛ جلال خداوند آشکار خواهد شد و همه ابنای بشر باهم به تماشای آن خواهند نشست.

این امید ماست. این باوری است که با خود به جنوب می‌برم. با این باور ما خواهیم توانست از کوه‌های ناامیدی سنگ امید بتراشیم. با این باور خواهیم توانست هیاهوی ناسازگاری کشورمان را به همنوایی زیبایی از برادری بدل کنیم. با این باور خواهیم توانست باهم کارکنیم، باهم دعا کنیم، باهم مبارزه کنیم، باهم به زندان رویم، باهم از آزادی دفاع کنیم، مطمئن از اینکه سرانجام روز آزادی‌مان فرا خواهد رسید.

روزی که همه فرزندان خدا خواهند توانست سرود آزادی را با مفهومی نو بخوانند. «ای کشور من، ای سرزمین زیبای آزادی، برای توست که می‌خوانم. سرزمینی که پدران من در آن درگذشتند، سرزمین فخر زائران، بگذار از هر گوشه‌ی کوهساران زنگ آزادی به صدا درآید

اما اگر قرار است آمریکا به کشوری بزرگ تبدیل شود، این باید به حقیقت بپیوندد. پس بگذارید زنگ آزادی از فراز تپه‌های شگرف نیوهمشایر به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از کوه‌های بلند نیویورک به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از بلندی‌های الگینی پنسیلوانیا به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از فراز قله‌های پربرف کوه‌های راکی کلرادو به صدا درآید. بگذارید زنگ آزادی از شیب‌های پرکرشمه کالیفرنیا به صدا درآید.

نه‌تنها این‌ها؛

بگذارید زنگ آزادی از بلندی‌های «استون جرجیا» به صدا درآید.

بگذارید زنگ آزادی از کوه «لوکاوت تنسی» به صدا درآید.

بگذارید زنگ آزادی از هر تپه و خاک‌ریز- از هر کوهسار «می‌سی سی پی» به صدا درآید.

بگذارید زنگ آزادی به صدا درآید؛ و زمانی که چنین شد، زمانی که گذاشتیم زنگ آزادی به صدا درآید- آنگاه‌که گذاشتیم زنگ آزادی از هر روستا و هر دهکده، از هر ایالت و هر شهر به صدا درآید، خواهیم توانست رسیدن آن روزی را جلو بیندازیم که در آن روز همه فرزندان خدا- سیاه‌وسفید، یهودی و غیریهودی، پروتستان و کاتولیک- خواهند توانست دست در دست هم بگذارند و آن سرود قدسی قدیمی سیاهان را سر دهند:

«سرانجام ما آزادیم! سرانجام آزادیم! سپاس خداوند متعال را، سرانجام آزادیم
 

ما هم رویایی داریم.

رویای ما این است که تمام مردمان سرزمینمان همراه با نگرشی ارزش آفرین، زندگی ثروتمندانه ای را برای خود و اطرافیانشان بسازند و ماندگار شوند.

ما میدانیم نگرش همه چیز است و مبنای تمام  آموزشهایمان را ساخت و یا بهبود نگرشهای ارزش آفرین قرار داده ایم.

چنانچه تا کنون در کارگاه طرحی برای زندگی شرکت نکرده اید می توانید با ما تماس بگیرید و پیش ثبت نام خود را انجام دهید و درضمن می توانید از اینجا و یا کلیک بر روی تصویر زیر فایل صوتی و یا تصویری کارگاه را تهیه بفرمایید.

شماره تماس جهت تهیه محصول صوتی یا تصویری :

۰۳۵-۳۷۲۶۹۰۱۱
۰۳۵-۳۷۲۶۹۰۱۲
۰۳۵-۳۷۲۶۹۰۱۳



موضوعات :
مقالات
ads

دیدگاه ها


پاسخ دهید