no-img
تمدن پویا

چرا زبان بدن برای مدیران اهمیت دارد؟!


تمدن پویا
پکیج های آموزشی سایت
اطلاعیه های سایت

adsadsadsads

ادامه مطلب

TXT
چرا زبان بدن برای مدیران اهمیت دارد؟!
txt
مهر ۱۵, ۱۳۹۶

چرا زبان بدن برای مدیران اهمیت دارد؟!


چرا یادگیری زبان بدن برای مدیرها اهمیت دارد؟

یک سوپرایز ویژه برای شما که تا انتهای این متن رو می خونید، در پایین صفحه وجود داره ..‌‌‌پس این فرصت رو از دست ندید 

حرفه‌ی مدیریت که زمانی کار خود را از سطح «چوپانی مقدماتی» شروع کرد، اکنون چنان دسته و پایه‌ای پیداکرده که نگو و نپرس. هر صنعتی مدیریتِ مخصوص خود را طلب می‌کند و هر مدیر باید کوهی از اطلاعات مربوط به حوزه‌ی کاری خود را در مغزش جا بدهد و بر اساس آن‌ها تصمیم بگیرد. چیزی که این وسط بین تمام مدیران مشترک است، مهارت‌های ارتباطی است. بخشی از این مهارت – که امروزه توجه بیشتری به آن می‌شود – به استفاده از زبان بدن مربوط می‌شود. در این مقاله با مقوله‌ی زبان بدن و ارتباط آن با علم مدیریت بیشتر آشنا خواهیم شد.

در جلسه سخنرانی‌ای حضور داشتم که مدیران ۵۰۰ شرکت پول‌ساز (رده‌بندی ۵۰۰ شرکت برتر ازنظر کسب درآمد کل) جزو مدعوین بودند. فردی که نایب‌رئیس یکی از همین شرکت‌ها بود، داشت راجع به مهارت رهبری گروه سخنرانی می‌کرد. خیلی آدم خوش سروزبانی بود و جلسه را مثل موم در چنگش داشت. او با دلربایی خاصی حضار را روی صندلی‌شان میخکوب کرده بود و هرجایی هم که لازم می‌دید، حرف بامزه‌ای را هم چاشنی حرف‌هایش می‌کرد.

بله! حضار از او خوششان آمده بود و بدجوری مجذوبش شده بودند.

درنهایت سخنرانی به پایان رسید و جناب سخنران بعد از آخرین کلماتی که ادا کرد، روی استیج دستانش را در هم فرو برد و روی سینه‌اش گذاشت و گفت: «من آماده‌ی پاسخگویی به سؤالات شما هستم. لطفاً هر چیزی به ذهنتان می‌رسد بپرسید.» ناگهان انرژی داخل آن سالن اجلاس دود شد و هوا رفت. تا چند لحظه پیش همه میخِ سخنران شده بودند، اما الآن، صدا از دیوار درمی‌آمد، اما از حضار نه. انگارنه‌انگار همین‌ها بودند که با دقت تمام داشتند گوش می‌کردند. معلوم نیست یکهو چه اتفاقی افتاد! انگار چنان ارتباطشان قطع شد که دیگر هیچ سؤالی به ذهنشان نمی‌رسد.

خود من هم در آن سالن بودم. به‌عنوان یکی از سخنرانان، پشت میزی که روی استیج قرار داشت نشسته بودم و از آن بالا به‌کل سالن احاطه داشتم؛ و به‌محض اینکه ژست آن بنده خدا را دیدم، حدس زدم که حضار چه واکنشی نشان خواهند داد.

زبان بدن به چه‌کار مدیران می‌آید؟

جداً چه اتفاقی افتاد؟ این حرکت ساده‌ی دست که هیچ‌یک از حاضرین هم آن را به خاطر نیاورد، چطور می‌تواند چنین تأثیر عمیقی بگذارد؟ اصلاً چه ربطی به مدیریت و این مسائل دارد؟

روابط کاری، همه‌اش در نحوه برقرار کردن ارتباط خلاصه می‌شود. این را که همه می‌دانستند. برای آماده شدن جهت حضور در جلسه‌ای مهم – مثل جلسه با کارمندان، رئیس یا مشتریان – تمرکز آدم‌روی این است که چه چیزهایی بگوید، روی کجاها مانور بدهد و با تمرین کردن مجموعه‌ی این کارها، تلاش کند تا حرف خودش را در گوشت و پوست مخاطب فروکند و خود را معتبر و قانع‌کننده جلوه بدهد.

اما آیا می‌دانستید، هم‌زمان که دارید صحبت می‌کنید، مخاطبتان هم به‌صورت نیمه خودآگاه دارد اعتبار و اعتمادبه‌نفس، دوست داشتنی بودن و قابل‌اطمینان بودنتان را ارزیابی می‌کند؟ این را در نظر داشته باشید که چیزی که بر زبان می‌آورید، فقط بخشی از این ارزیابی را پُر می‌کند.

خبردارید که میزان استفاده‌تان از فضا، ژست‌ها، طرز ایستادن، حالات صورت و ارتباط چشم قادرند بر روی پیامی که می‌خواهید بفرستید تأثیر بگذارند، تقویتش کنند، تضعیفش کنند یا تحریفش کنند؟

آن آقایی که در اجلاس نیویورک سخنرانی می‌کرد حواسش نبود که ژستش با کلامش دو تا چیز ضدونقیض دارند می‌گویند.

همین دو سیگنال غیر همگون است که خیلی از مدیرها در برخورد با اعضای گروه‌هایشان استفاده می‌کنند و آن‌ها را به‌اشتباه می‌اندازند.

وقتی سیگنال‌های غیرکلامی با سیگنال‌های کلامی‌تان تضاد داشته باشند، درواقع دارید پیام‌های غر و قاطی به‌طرف مقابلتان می‌فرستید. درست مثل موقعی که دارید داوطلب بودنِ خودتان را اعلام می‌کنید، اما درودیوار را نگاه می‌کنید و ارتباط چشمی با مخاطب را از دست می‌دهید، یا موقعی که راجع به آینده‌ی تضمینی فلان پروژه صحبت می‌کنید، اما وزنتان را انداخته باشید روی پاشنه‌ی کفش و کج و کُلاج ایستاده باشید – یا مثل همین بنده خدا – موقعی که می‌گویید آغوش من برای سؤالات شما باز است، دستانتان را ضربدری ببندید و با پوزیشنی دفاعی روبه‌روی مخاطبان بایستید.

اگر آدم‌ها مجبور باشند از بین چیزی که با کلام انتقال می‌دهید و چیزی که با قیافه‌تان نشان می‌دهید، یکی را انتخاب کنند احتمالاً قید کلام را خواهند زد و به‌جایش چیزی را که می‌بینند، باور می‌کنند.

اما چرا آن بنده خدا این ژست اشتباه را گرفت؟ مگر نمی‌خواست از او سؤال بپرسند؟ این‌جوری ایستادن برایش راحت‌تر بود؟ سردش شده بود؟

نمی‌دانم، من از او نپرسیدم، چون خیلی چیز مهمی نبود، هیچ‌وقت هم مهم نیست؛ اما در هر حالت، ارتباط غیرکلامی حرف‌های زیادی دارد!

در ارتباط غیرکلامی داستان ازاین‌قرار نیست که فرستنده چطور احساس ‌می‌کند چه چیزی مهم است؛ ماجرا این است که مشاهده‌کننده چطور درمی‌یابد که فرستنده چه احساسی دارد.

اگر در راهرو از کنار یکی از همکارانتان بگذرید و باهاش ارتباط چشمی برقرار نکنید، ممکن است پیش خودش فکر کند از گزارشی که نیم ساعت پیش بهتان ارائه داده شاکی هستید و به همین دلیل از دستش ناراحتید.

شاید هم از زور خستگی دولادولا راه بروید، اما بچه‌های گروهتان فکر‌ کنند که علاقه‌تان را به خودکار ازدست‌داده‌اید. اگر با قیافه‌ای اخمو داخل جلسه‌ی ایده پردازی بنشینید، احتمالاً بقیه گمان می‌کنند که با ایده‌های مطرح‌شده حال نکردید – هرکسی هم که هر ایده‌ی دیگری داشته باشد، قورتش می‌دهد و بلند می‌شود می‌رود.

زبان بدن برای مدیران

 

یک سوپرایز ویژه برای شما که تا انتهای این متن رو می خونید، در پایین صفحه وجود داره ..‌‌‌پس این فرصت رو از دست ندید 

درواقع اگر هرگونه ادا و اطواری دربیاورید که حاکی از خشم، کج‌خُلقی یا نادیده گرفتن دیگران باشد، افراد هم ایده‌هایشان را برای خودشان نگه می‌دارند و دنبال راهی می‌گردند تا خیلی سریع از سروکله زدن با شما فرار کنند.

نکته‌ی جالبی هم درباره‌ی مغز وجود دارد، بدین ترتیب که مغز انسان به پیام‌های منفی بیشتر توجه می‌کند تا پیام‌های مثبت؛ یعنی اگر عُنُق باشید و پاچه بگیرید، آدم‌ها به‌صورت ناخودآگاه نسبت به این رفتارتان واکنش نشان می‌‏دهند تا نسبت به رفتارهای خوبتان.

تعریف زبان بدن

زبان بدن یعنی مدیریت زمان، فضا، ظاهر، هیبت، ژست، لمس، حالت، ارتباط چشمی و ریتم کلامی.

به همین جهت، ارتباط غیرکلامی بخش کلیدی‌ای از اثربخشی شما به‌عنوان مدیر است. از بابت زبان بدن، مدیران اثربخش دو نوع سیگنال می‌فرستند که هر دو خیلی مهم‌اند، اما هرکدامشان تحت شرایط خاصی پراهمیت‌ترند.

برای مثال، آدم‌های قدرتمند طوری می‌نشینند، می‌ایستند، راه می‌روند و ژست می‌گیرند که هر کس ببیندشان این‌ها را معادل اعتمادبه‌نفس، صلاحیت و جایگاه داشتن، قلمداد کند. درست مثل رفتاری که خیلی از مدیران در هنگام حضور در جلسه‌ی هیئت‌مدیره انجام می‌دهند، آن‌ها با کشیده ایستادن در مقابل افراد (استفاده از فضا) سیگنال قدرت و اتوریته را به مخاطب خود می‌فرستند.

شاید توجه کرده باشید که برای مثال، مدیران بلندپایه (در مورد مردها) معمولاً برگه‌هایشان را روی میز اجلاس پخش می‌کنند. ممکن است دستانشان را پشت صندلی سایر حاضرین در جلسه بگذارند و یا موقع نشستن پاهایشان را از هم باز کنند.

اما رهبرانی که می‌خواهند اثربخشی بیشتری داشته باشند، می‌بایست سیگنال‌های غیرکلامی گرم و صمیمانه‌ای هم داشته باشند. به‌خصوص وقتی‌که محیط کاری، محیطی مرکب از بخش‌های مختلف باشد که در کنار یکدیگر کار می‏‌کنند، مثل دفاتر کار جمعی.

سیگنال‌های غیرکلامی‌ای نظیر باز بودن کف دست، تمایل به‌سوی جلو در هنگام ایستادن، برقراری ارتباط چشمی با افراد در حین گفتگو، تأیید کردن افراد با سر به هنگام صحبت کردن، یا کج کردن سر به سمت افراد برای ترغیب کردن آن‌ها به بیشتر حرف زدن، برای انتقال مفاهیمی از قبیل دخیل کردن همه در کار، محبوب قلب‌ها بودن و رفاقت مورداستفاده قرار می‌‏گیرند.

ازآنجاکه اکثر طرف‌های کاری من در سازمان‌هایی هستند که می‌خواهند از ساختار کنترل و فرمانِ سلسه‌مراتبیِ سنتی به سمت دفاتر کار جمعی و هوشمندانه‌ی مدرن حرکت کنند، تعداد زیادی از مدیران ارشد را می‌بینم که تازه با این واژه‌ی زبان بدن آشنا شده‌اند.

این مدیران آن‌قدر با شیوه‌های عهدبوقی به رخ کشیدن قدرت عادت کرده‌اند که برایشان سخت است بگذارند آن نوع دیگرِ سیگنال‌ها (صمیمیت) خودش را نشان بدهد.

البته این را هم بگویم که زیرنویس‌دار کردن زبان بدن (به معنی همخوانی حرکت بدن با نیت و پیام) تنها یکروی سکه‌ی رفتار غیرکلامی است. خیلی‌ها زرنگ‌تر از این هستند که فقط یاد بگیرند چطور می‌توان پیامی را به‌درستی منتقل کرد. درواقع این‌ها می‌خواهند بدانند که چطور می‌توان زبان بدن افراد دیگر را خواند (به قول خودمان دستشان را خواند).

پیتر دراکر، نویسنده شهیر، استاد دانشگاه و مشاور امور مدیریت، به‌وضوح دست روی این نکته می‌‏گذارد:

مهم‌ترین قسمت ارتباط، شنیدن آن چیزی است که گفته نمی‌شود.

مدیر و رهبر اثرگذار کسی است که وقتی وارد جلسه‌ای شد و دید فلان حرکت ابتکاری هنوز به‌خوبی در بین بچه‌های گروهش جا نیفتاده (و خیلی‌ها هنوز گیج می‌زنند) خیلی سریع این قضیه را از چشمانشان بخواند و راه‌حل ارائه بدهد.

این امر در حین مصاحبه و استخدام نیرو نیز خیلی کاربرد دارد. مثلاً سوپر مدیر مجهز به قدرت رمزگشایی از زبان بدن، قادر است خیلی چیزهای ناگفته را در حرکات متقاضیان ببیند و کسی را استخدام کند که فردا برایش پیشمانی به همراه نیاورد.

حتی اگر گیر شرکای کاری بلوف‌زن بیفتید، باز این مهارتِ ترجمه‌ی زبان بدن، عصای دستتان خواهد بود.

برخورداری از زبان بدن قوی، به مدیران کمک می‌کند تا بُرش بیشتری در سرکار داشته باشند، بازدهی بیشتری از نیروی کارشان به دست آورند، با مخاطب خود ارتباط بهتری برقرار کنند، ایده‌هایشان را با اتوریته و اثرگذاری بیشتری مطرح کنند و باجذبه تر باشند؛ این همان جعبه‌ابزاری است که هر مدیری آرزوی آن را می‌کِشد.

 

راستی …

به زودی کارگاه جامع و فوق العاده ای در ۴ کارگاه مجزا و ۲۴ ساعت آموزش، توسط دکتر یحیی علوی در یزد برگزار میشه

سرفصل های کارگاه، مدت زمان و رزومه دکتر یحیی علوی در تصویر پایین اومده

و اما سوپرایز ویژه برای شما که تا انتهای این متن رو خوندید …

اگر میخواهید تا از این کارگاه فوق العاده و سوپرایز ویژه استفاده کنید کافیه تا عدد ۷۷ را به سامانه ۵۰۰۰۱۰۴۰۹۹۶۲ بفرستید تا با شما تماس بگیریم و بگیم چه سوپرایز ویژه ای در خصوص این کارگاه برای شما داریم …

قبل از اینکه سوپرایزتو بگیری ثبت نام نکنی هااااا 😁😁

IMG_20171007_202837



موضوعات :
مقالات
ads

دیدگاه ها


پاسخ دهید